توسط:............ پای سگ بوسید مجنون خلق گفتند این چه بود ؟!! گفت این سگ گاهگاهی کوی لیلی رفته بود! مجنون : پسری به نام سگ
+
نوشته شده در یکشنبه 15 مهر1386ساعت 21:9 توسط استامینوفن
استامینوفن , کلیشه ی یک خانواده , داخل هر مکانی مرا بیابید , بیگانه مکررات... اگر دردی دارید مرا بخورید هر جای بدنتان که درد میکند اشکالی ندارد ... اگر دردی هم ندارید بخورید مرا... من بامزه شده ام... امتحان کنید آقایان و خانوم های محترم , استامینوفن مرحم دردهای شما اما خود دردهای فراوانی دارد .قصه های استامینوفن را تحمل کنید و درکش کنید... او بیمار است. دارد باران میآید باران به خاطرِ دلداریى مادرانمان هی گونههای من و سنگِ مزار تو را می شوید. من هنوز دهانم بوی استامینوفن میدهد.